313 - انتظام اقتصادی واقتصاد انتظامی
اولی : شنیدی سردارپاسدار احمدی مقدم فرمانده ناجا چی گفته؟
دومی: آقای دوربینی رو میگی ؟
اولی:اح ح ح م م د ــــــــــــــــــــــــــی
دومی: او... وه ! حالا چرا اینقده کشش میدی؟نه نشنیدم. حالاچی گفته؟
اولی:گفته که:" شهروندان نمونه کسانی هستند که موجب نجات جان افراد شده اند... مهمتر از حفظ جان، حفظ روح و هدایت آن است".
دومی:نیروی انتظامی!روح! هدایت! دیگه چی؟
اولی:"فرمانده ناجا با بیان اینکه در حال حاضر در نیروی انتظامی آموزش های خاصی برای کمک به مردم برای ماموران ناجا در نظر گرفته شده است،گفت: بر اساس این آموزش ها اگر ماموری می بیند که ماشینی خراب شده یا بنزین آن تمام شده می تواند به این افراد کمک کند.
دومی: چشممان روشن .فیلم که بازی می کنند،بانک که می زنند،از در ودیوارمردم که بالامیرن (چی چی بود اسمش مارپل؟...راپل؟!..) ،فقط پالایشگاهها مونده بود،وتعمیر گاهها .ولابد فردا پس فردا رسما دلالی ماشین واملاک رو هم قبضه می کنند.دیگه چی فرمایش کرده این برادر سردار؟
اولی : "حضور نیروی انتظامی برای کنترل بازار سکه و ارز پیشگیرانه بوده است."
دومی:اینو هم سردار خودش فرموده؟ جلل الخالق !
بفرما! اونوقت،اگه کسی بگه این برادران سردار،ببخشید این سردارانی که قـَبلـَنا همه، "برادر" بودند،حکومت نظامی بر پا کرده اند،طرف رو می گیرند وبه جرم تبلیغ علیه نظام ،می برنش کهریزک، تایا مننژیت بگیره،یا با غذای مفتکی از شدت پرخوری، خود کشی مسمومانه کنه.در حالیکه منظوراون کسه اینه که :از بس اینا همه فن حریفند وزرنگ ،تو همه چی دست دارند،از سیاست گزاری بگیر تا اجرا،ازتقنین و قضاوت بگیر تا تجارت وبند واسکله وپهپادوزلزله وسلسله و بند وسلول. همه جوانب امور تحت کنترل برادراست .وما می تونیم آسوده بخوابیم.
اولی:حالا من میگم:او...وه! چقد طولش می دی!؟! منظور من از نقل قولها این بود که این بنده خدا جلو دوربین وجمعیت جشنواره وهوس جایزه شهروند نمونه، هول کرده و یه مشت مسائل با ربط وبی ربط روبه هم بافته !به همین دلیله که حتی یک کلمه هم از اصلی ترین وظیفه نیروی انتظامی یعنی "امنیت اجتماعی" ،که مهمترین نیاز مردم هم هست،حتی نیاز همکاران خودشان.هیچ حرفی به میان نیاورده.
دومی:همکاران خودشان؟ مگه همکاران خودشان امنیت ندارند؟
اولی: اگه داشتند که اینجوری نمی گفت!
دومی :چه جوری؟!
اولی : به گزارش ایسنا،احمدی مقدم با اشاره به حادثه خرم آباد گفت: در لحظات ابتدایی همه تصورها بر این بود که این مساله ترور است و این حادثه را به سرویس های امنیتی مختلف دنیا نسبت می دادند، اما پس از تحقیقات مشخص شد که این مساله فقط به خاطر اختلافات شخصی رخ داده است که این تجربه می تواند به عنوان سوژه ای برای پرداختن مورد استفاده قرار گیرد.
دومی :حالا درست که اینا، کلا،اول محکوم می کنند، وبعد تحقیق.ولی بلاخره ترور که نبوده ،تصور کرده اند تروربوده.
اولی :منم همینو میگم . خودشون اقرار می کنند به اینکه در لحظات اولیه تصور همه این بوده که ترور است.ودست سرویسهای مختلف امنیتی دنیا درش دخیله ،وبعد که تحقیق کرده اند،فهمیده اند که اختلاف شخصی بوده.واین یعنی نداشتن امنیت حتی برای همکاران. اونم نه بدست سرویسهای امنیتی مختلف دنیا،که به وسیله عناصر داخلی.اون از اطلاعات وضد اطلاعات، که تصوّری ورجما بالغیب محکوم کرده اند. واین هم از نیروی انتظامی که از خودش هم خبر نداره.مارو باش که دل بستیم به کیا!.خدا رحمت کند شیخ اجل سعدی شیرازی روکه چه مناسب حال گفته است:
یکی روستایی سقط شد خرش علم کرد بر تاک بستان سرش
جهان دیده پیری بر او برگذشت چنین گفت خندان به ناطور دشت
مپندار جان پدر کاین حمار کند دفع چشم بد از کشتزار
که این دفع چوب از[سروروی]خویش نمیکرد تا ناتوان مرد و ریش
